بسم الله الرحمن الرحیم
پنج شنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵ العربیة

گزارش جلسه دفاع از رساله‌ی دکتری دانشجو: رقیه کرمی در رشته‌ی تاریخ اسلام با عنوان نحله‌نگاری در اسلام (از آغاز تا سده‌ی هفتم هجری)

جلسه دفاع از رساله‌ی دکتری دانشجو:

رقیه کرمی

 

در رشته‌ی تاریخ اسلام با عنوان:

نحله‌نگاری در اسلام (از آغاز تا سده‌ی هفتم هجری)

در روز دوشنبه ۳۰  شهریورماه ۱۴۰۵  در سالن جلسات دانشگاه بین المللی مذاهب اسلامی با حضور:

 

استادان راهنما :

جناب آقای دکتر عبدالله فرهی

جناب آقای دکتر محمدجواد شمس

 

استاد مشاور:

جناب آقای دکتر مجید قربانعلی دولابی

 

اساتید داور:

جناب آقای دکتر مهدی جمالی فر

جناب آقای دکتر وحید محمودی

جناب آقای دکتر سید جلال محمودی

 

برگزار شد که در نهایت، رساله با درجه عالی و نمره‌ی ۱۹ مورد تأیید استادان و هیأت محترم داوران قرار گرفت. 

 

تبیین مسئله

تاریخ و جغرافیای بشری مکاتب و آئین‌های مختلفی را به خود دیده است. با توجه به گوناگونی اندیشه های بشری و تنوع فرهنگی ابناء بشر؛ این مکاتب دارای تأثیرات متقابلی و پیروان مختلفی در جای جای جغرافیا و تاریخ ملل بوده اند. ملل اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و فرقه های متعددی را به خود دیده‌اند. علمای هر فرقه معمولاً در مرحله‌ی نخست به بیان اثباتی افکار خود می پرداختند؛ و در مرحله دوم، اغلب توجهشان به مناظرات کلامی میان فرقه های مسلمان معطوف بوده است. اما دنیای اسلام یک دنیای بسته نبوده است که با سایر مکاتب بی ارتباط باشد، و اغلب پیروان سایر مکاتب با پیروان اسلام در مراودات و مکاتبات علمی بوده اند. یکی از اصطلاحاتی که برای غیرمسلمانان در منابع اسلامی به کار می‌رفت، اصطلاح مشهور «زندیق» بود و چنین افرادی متهم به «زندقه» می‌شدند. ولی واضح است که کاربرد این اتهام در سده‌های نخستین اسلامی جنبه‌های سیاسی هم داشته و در بسیاری از اوقات به نحوی غیردقیق به کار رفته است؛ لذا لازم است که افراد و جریان‌های فکری متهم به زندقه به نحو دقیق‌تری بررسی شوند و فرقه‌های مسلمانان از فرقه‌های نامسلمانان تفکیک و بازشناسایی شوند و سپس، در گام بعدی نحله‌ها یا به اصطلاح فرقه‌های غیرالهی با توجه به برداشت‌های اندیشمندان مسلمان از سایر فرقه‌های نامسلمانان جدا شوند. این یکی از ابهامات مهمی است که ما در ضمن این پژوهش با آن روبه‌رو خواهیم بود.

مهم‌ترین آثاری که می‌توانند به ما در زمینه‌ی شناخت نحله‌ها کمک کنند، منابع ملل و نحل می‌باشند که مشهورترین این آثار، کتاب الملل و النحل محمد بن عبدالکریم شهرستانی (د. ۵۴۸ق) است که در آن، نویسنده به «اهل الاهواء و النحل» هم پرداخته است. اما اطلاعات مربوط به ملل و نحل و راه شناخت همه جانبه و عالمانه‌ی فرق و مذاهب اسلامی و یا فرقه خاصی، نباید صرفاً متکی به آثاری باشد که به مبحث ملل و نحل پرداخته اند. برای روشن تر شدن بحث نحله‌نگاری در اسلام، علاوه بر منابع فرق ومذاهب باید به مجموعه‌ای از آثار تاریخی، ادبی، شخصیت نگاری، حدیثی، کلامی و حتی آثار مربوط به شناخت امکنه جغرافیایی نیز مراجعه شود. چرا که با مراجعه به این آثار ما می‌توانیم گزارش‌های ارزشمندی در زمینه‌ی اندیشه‌ها، رفتارها، تعداد، اسامی و خاستگاه هر یک از نحله‌ها به‌دست آوریم که شناخت این میراث همچنان مبهم باقی مانده و استخراج داده‌های مناسب از آنها تاکنون به نحو مطلوبی انجام نشده است.

بحث ما در این پژوهش درباره‌ی نحله‌هاست؛ یعنی مکاتبی غیروحیانی به باور مسلمانان که طی ادوار مختلف تاریخی به وجود آمده‌اند. بررسی این نحله‌ها از جنبه‌های مختلف ضروری است. دسته‌بندی این نحله‌ها، نسبت هرکدام از این نحله‌ها با سایر نِحَل، شکل‌گیری و گسترش نحله‌ها، بازتاب این نحله‌ها در تک‌نگاری‌ها، نحله‌نویسی‌ها و نحله‌نگاری‌ها همگی ازجمله ابهامات مهمی است که ما در این پژوهش با آنها روبه‌رو خواهیم بود. اما منظور ما از «نحله» در این رساله «مکتبی است که منشأ غیرالهی، بشری و یا التقاطی دارد و از زمره‌ی مسلمانان و اهل‌کتاب خارج است.» و نحله‌نگاری‌ها هم از نظر ما «متونی تخصصی در زمینه مکتب‌های فکری غیرالهی هستند که تمام یا بخشی از اثر خود را به شناسایی و معرفی نحله‌ها اختصاص داده‌اند.»

ما با بررسی منابع نحله‌شناختی متوجه آشفتگی‌هایی در نقل گزارش‌های این آثار از تاریخ و عقاید نحل می‌شویم؛ اینکه نحله‌ها از چه زمانی به وجود آمده‌اند، توسط چه کسانی در مورد این نحله بحث شده است، اینکه جهت‌گیری‌های فکری و مذهبی صاحبان این آثار در معرفی این نحله‌ها چگونه بوده است؛ و چرا نویسندگانی که در مورد نحله‌ها مطالبی دارند، آنها را در این دسته قرار داده اند، و به عنوان نحله آنها را معرفی کرده‌اند، همگی ازجمله ابهاماتی هستند که نیازمند تحقیق و پژوهش می‌باشند. اما تاکنون پژوهش مستقلّی درباره‌ی این مسائل انجام نشده است. هدف این رساله پر کردن این جای خالی است.

نحله‌نویسی‌ها متونی غیر تخصصی در زمینه گرایش ها و مکتب های فکری غیر الهی هستند که به ارائه اطلاعاتی درباره نحله‌ها می‌پردازند. نحله نویسی ها متونی هستند، که با هدف شناخت و بررسی نحله ها نوشته نشده اند؛ اما با وجود این، می توان اطلاعات معتبر و ارزشمندی درباره نحله ها از این آثار به دست آورد. نویسندگان این آثار عمدتاً در ضمن بحث تخصصی خود به معرفی شماری از نحله ها هم پرداخته اند. این آثار گستره وسیعی از میراث اسلامی را در بر می گیرند و می توان نمونه هایی از این آثار را در ضمن بررسی منابع فهرست نگارانه، جغرافیایی، تاریخی، کلامی و فلسفی شناسایی نمود. تک نگاری ها و نحله نویسی ها در ظهور نحله نگاری ها نقشی ویژه داشته و راه را برای گسترش این آثار فراهم نموده اند.

نحله نگاری‌ها هم متونی تخصصی در زمینه مکتب های فکری غیر الهی هستند که تمام یا بخشی از اثر خود را به شناسایی و معرفی نحله ها اختصاص داده اند. در نحله نگاری ها به توصیف احوال صاحبان مکاتب فکری درون جوامع پرداخته و شمایی کلی از نحله‌ها ارائه شده است.

 

سؤال اصلی

سیر شکل‌گیری، تکوین و تحول نحله‌نگاری در اسلام تا پایان سده هفتم هجری چگونه بوده است و این فرایند چه ویژگی‌ها و مؤلفه‌هایی داشته است؟

 

سؤالات فرعی

  1. نحله‌نویسی و گسترش آن در میراث مسلمانان چگونه بوده است؟
  2. نحله‌نگاری و گسترش آن در میراث مسلمانان چگونه بوده است؟
  3. اساس و مبنای طبقه‌بندی نحله‌ها در میراث نحله‌نگاری اسلامی چگونه بوده است؟

 

فرضیّه‌ی اصلی

نحله‌نگاری در اسلام با تک‌نگاری آغاز شده، با نحله‌نویسی گسترش یافته و با نحله‌نگاری به اوج خود رسیده است.

 

فرضیه­ های فرعی

  • نحله‌نویسی‌ها نوشته‌هایی غیرتخصصی درباره‌ی نحله‌ها هستند که به‌دنبال نگارش تک‌نگاری‌ها و راه‌یابی این آثار به درون مجموعه‌های بزرگ‌تری در حوزه‌های گوناگون تاریخی، جغرافیایی، روایی، فرهنگ‌نامه‌ای، تفسیری و کلامی به‌وجود آمده و گسترش یافته‌اند.
  • نحله‌نگاری‌ها آثاری تخصصی در توجه به نحله‌ها هستند که در نتیجه‌ی دغدغه‌ی اصحاب ملل و نحل برای شناخت نحله‌ها به‌دنبال تکوین تک‌نگاری‌ها و توسعه‌ی نحله‌نویسی‌ها به‌وجود آمده‌اند.
  • طبقه‌بندی نحله‌ها و دسته‌بندی آنها به‌عنوان نحله‌ها در آثار مکتوب و به‌جا مانده از مسلمانان؛ مکتب‌های فکری غیرالهی را که منشأ غیرالهی، بشری و یا التقاطی دارد، مبنا و اساس قرار داده‌اند.

 

روش تحقیق

موضوع نحله‌ها و پرداختن به نحله‌نگاری در اسلام با رویکردی توصیفی، تبیینی و تحلیلی از طریق مراجعه به منابع اصلی در بحث فرقه‌ها و پژوهش‌های معتبر، استفاده شده است، و ما در شناخت منابع مورد استفاده برای ارائه اطلاعاتی درباره نحله ها، سبک و شیوه مولف در دسته بندی آنها، استخراج شاخصه ها و مولفه های نحله نگاری در هر اثر، پی بردن به انگیزه و هدف نویسنده از خلق اثر، و ایجاد پیوند میان گونه های مختلف آثار در قالب دسته های معین علاوه بر ابتکارات شخصی از آثاری پژوهشی چون تاریخ‌نگاری فارسی جولی اسکات میثمی به شیوه‌ای کتابخانه‌ای و اسنادی الهام گرفته ایم.

 

اهمیّت و ضرورت انجام تحقیق

مطالعه تاریخ اندیشه و جریان‌های فکری در تمدن اسلامی، بدون بررسی چگونگی شناسایی، نام‌گذاری، توصیف و طبقه‌بندی گروه‌ها و جریان‌های مختلف، تصویر کاملی از فرایند شکل‌گیری و تحول دانش فرق و مذاهب به دست نمی‌دهد. در سنت اسلامی، بخش قابل‌توجهی از آثار فرقه‌شناختی به معرفی و بررسی فرقه‌ها و مذاهب درون جامعه اسلامی اختصاص یافته است؛ با این حال، در کنار این آثار، مجموعه‌ای از متون نیز به شناسایی و توصیف نحله‌های فکری، دینی و فلسفی پرداخته‌اند که در شکل‌گیری و تحول سنت نحله‌نگاری در تمدن اسلامی نقش داشته‌اند. با وجود اهمیت این دسته از متون، نحله‌نگاری در مقایسه با فرقه‌نگاری و مطالعه تاریخ ملل و نحل، کمتر به‌عنوان یک موضوع مستقل و دارای سیر تحول تاریخی مورد بررسی قرار گرفته است.

مسئله اساسی این پژوهش از آنجا ناشی می‌شود که هنوز تصویر منسجم و روشنی از چگونگی شکل‌گیری، گسترش و تحول نحله‌نگاری در میان مسلمانان ارائه نشده است. مشخص نیست که نحله‌نگاری در چه زمینه‌های فکری و تاریخی شکل گرفته، چه عواملی در پیدایش و گسترش آن مؤثر بوده، نحله‌ها در چه گونه‌هایی از متون اسلامی بازتاب یافته‌اند و نویسندگان مسلمان بر اساس چه معیارهایی به شناسایی، توصیف و طبقه‌بندی آنها پرداخته‌اند. همچنین، نسبت میان متون نحله‌نگارانه با دیگر گونه‌های آثار فرقه‌شناختی و میزان تأثیرگذاری و استمرار مطالب آنها در آثار بعدی، نیازمند بررسی و تحلیل تاریخی است. اهمیت این موضوع زمانی آشکارتر می‌شود که توجه داشته باشیم اطلاعات مربوط به نحله‌ها در یک نوع خاص از منابع محدود نمانده، بلکه در گونه‌های متنوعی از متون اسلامی، از جمله تک‌نگاری‌ها، آثار فهرست‌نگارانه، متون کلامی، تاریخی، جغرافیایی، دانشنامه‌ها، آثار ملل و نحل و نوشته‌های ردیه‌ای پراکنده است. ازاین‌رو، مطالعه نحله‌نگاری مستلزم شناسایی این متون، بررسی کارکرد آنها و تحلیل چگونگی انتقال، بازتولید و تحول اطلاعات مربوط به نحله‌ها در دوره‌های مختلف تاریخی است. بررسی این فرایند می‌تواند به روشن شدن جایگاه نحله‌نگاری در سنت فرقه‌شناختی مسلمانان و تبیین نسبت آن با دیگر گونه‌های نگارش درباره فرق، مذاهب و جریان‌های فکری کمک کند.

از سوی دیگر، بررسی تاریخی نحله‌نگاری می‌تواند در شناخت فرایند شکل‌گیری و تحول شیوه‌های طبقه‌بندی و بازنمایی جریان‌های فکری در تمدن اسلامی مؤثر باشد. نحله‌نگاران صرفاً اطلاعاتی درباره گروه‌های مختلف ارائه نکرده‌اند، بلکه با انتخاب عنوان‌ها، تعیین ملاک‌های تمایز، تنظیم طبقات و نسبت دادن ویژگی‌های خاص به هر گروه، در شکل‌دهی به تصویری که نسل‌های بعد از تنوع فکری و دینی در جهان اسلام داشته‌اند، نقش ایفا کرده‌اند. بنابراین، بررسی نحله‌نگاری از این منظر، افزون بر ارزش توصیفی، واجد اهمیت تاریخی و تحلیلی است و می‌تواند چگونگی مواجهه دانشمندان مسلمان با تکثر آراء و جریان‌های فکری را آشکار سازد.

بر این اساس، ضرورت پژوهش حاضر در فقدان یک بررسی منسجم و تاریخی از نحله‌نگاری در میان مسلمانان و نیز در نیاز به تعیین جایگاه این سنت در مجموعه آثار فرقه‌شناختی و دانش ملل و نحل نهفته است. پژوهش حاضر می‌کوشد با شناسایی و تحلیل متون مرتبط، چگونگی شکل‌گیری و تطور نحله‌نگاری، گونه‌های مختلف متون نحله‌نگارانه، معیارهای مورد استفاده در شناسایی و طبقه‌بندی نحله‌ها و میزان استمرار و تحول این اطلاعات در آثار دوره‌های بعد را بررسی کند. دامنه زمانی پژوهش نیز از شکل‌گیری نخستین زمینه‌های نحله‌نگاری تا پایان قرن هفتم هجری، یعنی پایان خلافت عباسی، تعیین شده است. هدف اصلی این پژوهش، تبیین چگونگی شکل‌گیری و تحول نحله‌نگاری در میان مسلمانان تا پایان قرن هفتم هجری و تحلیل شیوه‌های شناسایی، توصیف و طبقه‌بندی نحله‌ها در متون اسلامی است.

 

نوآوری ­های تحقیق

نحله‌نگاری در اسلام تاکنون عنوان پژوهش مستقلی نشده و نوآورانه است.

این رساله از چهار فصل تشکیل شده است: فصل اول کلیات- فصل دوم نحله نویسی؛ نحله‌نویسی‌ها متونی غیر تخصصی در زمینه گرایش ها و مکتب های فکری غیر الهی هستند که به ارائه اطلاعاتی درباره نحله‌ها می‌پردازند. نحله نویسی ها متونی هستند، که با هدف شناخت و بررسی نحله ها نوشته نشده اند؛ اما با وجود این، می توان اطلاعات معتبر و ارزشمندی درباره نحله ها از این آثار به دست آورد. نویسندگان این آثار عمدتاً در ضمن بحث تخصصی خود به معرفی شماری از نحله ها هم پرداخته اند. این آثار گستره وسیعی از میراث اسلامی را در بر می گیرند و می توان نمونه هایی از این آثار را در ضمن بررسی منابع فهرست نگارانه، جغرافیایی، تاریخی، کلامی و فلسفی شناسایی نمود. تک نگاری ها و نحله نویسی ها در ظهور نحله نگاری ها نقشی ویژه داشته و راه را برای گسترش این آثار فراهم نموده اند که در این بخش آثار مرجع و دانشنامه ها و آثار تاریخی و جغرافیایی و آثار فلسفی و کلامی مورد بررسی قرار گرفته است در فصل سوم نحله نگاری:نحله نگاری‌ها هم متونی تخصصی در زمینه مکتب های فکری غیر الهی هستند که تمام یا بخشی از اثر خود را به شناسایی و معرفی نحله ها اختصاص داده اند. در نحله نگاری ها به توصیف احوال صاحبان مکاتب فکری درون جوامع پرداخته و شمایی کلی از نحله‌ها ارائه شده است.

فصل چهارم تبیین ویژگی ها و ملاک های نحله بر اساس دیدگاه فرقه شناسان: در این فصل، به بررسی و دسته‌بندی کتاب‌هایی پرداخته خواهد شد که به تحلیل و تبیین فرقه‌ها و مذاهب مختلف اسلامی اختصاص دارند. و به بیانی دیگر از دسته کتابهای نحله نگاری هستند؛ هدف اصلی این بخش، شناخت دقیق‌تر ویژگی‌ها و مشخصات هر یک از این فرقه‌ها و نحله‌ها است که در آثار تخصصی مطرح شده‌اند. در جدول ارائه‌شده، علاوه بر ذکر نام کتاب‌ها، ویژگی‌های اصلی هر فرقه به مختصر شرح داده می‌شود و دیدگاه نویسندگان در خصوص نحله بودن یا  نبودن این فرقه‌ها نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت. این دسته‌بندی به پژوهشگران کمک می‌کند تا تصویر روشنی از نگاه‌های مختلف در خصوص نحله‌ها و فرقه‌ها در تاریخ تفکر اسلامی داشته باشند. برای نمونه یکی از جدول ها نشان داده می شود:

المقالات و الفرق (اشعری ۲۹۹ یا ۳۰۱ هجری)
گروه‌ها/فرقه‌ها ویژگی نحله ها ملاک نحله از نظر مولف
سبئیه – خطابیه – منصوریه – حربیه – بیانیه – کربیه الوهیت امامان – تناسخ ارواح – انکار قیامت – ادعای نبوت و رسالت به دلیل عقاید غلو آمیز و انحرافی – خارج از دایره اسلام می داند
مغیریه، بیانیه، یزعی‌ها، صائدیه، خطابیه، علمانیه و کیسانیه امامان دارای نورانیت و صفوف هستند و اگر از این صفوف نباشند در مرتبه بشریت و لحمیت هستند غلو – جز دسته غالیان و باطل می داند
علمانیه (پیروان بشار السعیری)- کیسانیه و حربیه اباحه‌گری، تعطیل فرائض – خدا در جسم امامان حلول کرده غلو – اشخاص را به مرتبه خدایی رساندن اشعری آنها را بازل می داند
جمودینیه، مرتکیه، زندقه و دهریه نفی ربوبیت خداوند و اثبات آن برای مخلوقات آنها را خارج از دسته اسلام می داند جزو غالیان
فرقه‌های شیعه عباسی: مسلمیه – رزامیه – هریریه – راوندیه – هاشمیه اباحه‌گری و ترک فرائض دینی – آنها را خارج از دسته اسلام می داند جزو غالیان
اشعری (مذهب شیعه) در این کتاب بیشتر به فرقه ها و نحله های شیعه می پردازد؛ و غالیان را در دسته نحله ها قرار می دهد و در کتاب نیز به آنها به صورت تفصیلی پرداخته است به اعتقاد اشعری غالیان به دلیل عقاید انحرافی و باطل شان مورد انتقاد هستند و به دلیل تفسیرهای نادرست از مفاهیم دینی، خارج از دایره اسلام هستند. (انکار قیامت – تناسخ ارواح – ادعای نبوت)

 

 

 

و فصل پیوست : درختواره نحله ها بر اساس منابع فصل نحله نگاری بررسی شده است. در این فصل منابع تخصصی ملل و نحل و منابعی که به صورت تخصصی در مورد فرقه ها و نحله ها پرداخته اند را به صورت درختواره ترسیم شده است در این بخش همه فرق اسلامی و غیر اسلامی از نگاه نویسنده کتابهای نحله نگاری به صورت درختواره ترسیم شده است. البته خود این بخش از رساله می توان به صورت پژوهش مستقلی ارائه داد و تفاوت دیدگاه های هر نویسنده را در نحوه تقسیم بندی فرقه ها بررسی کرد. یکی از نمودارها برای نمونه نشان داده می شود:

 

نتایج بدست آمده

ابهام در تعریف و کاربرد واژه «نحله» در متون کلاسیک و معاصر، از چالش های اساسی در مطالعات فرقه‌شناسی و تاریخ اندیشه اسلامی به شمار می‌آید. این مفهوم که نقش محوری در تحلیل جریان‌های فکری و مذهبی دارد، در آثار ملل و نحل‌نگاران اغلب به عنوان معادل «آراء و اهواء» و در تقابل با حق و حقیقت به کار رفته است. در نتیجه نارسایی در فهم تاریخی و معنایی آن موجب برداشت‌های ناقص از سیر تطور مفاهیم دینی و فلسفی در تمدن اسلامی شده است. پژوهش حاضر با رویکردی تاریخی- معناشناختی، به واکاوی ریشه ها، دلالت ها و تحولات معنایی «نحله» در متون عربی، فارسی و غربی می‌پردازد.

دستاورد این پژوهش، ارائه‌ی تعریفی بازنگری شده از مفهوم «نحله» است که ضمن حفظ دقت تاریخی، قابلیت کاربست تحلیلی در پژوهش‌های جدید علوم انسانی و مطالعات تطبیقی ادیان را دارد.

نگارنده در اینجا در پی دستیابی به مفهوم «نحله» در متون کهن اسلامی و بررسی سیر تحول آن در بستر تاریخی، تحلیل مقایسه‌ای کاربرد این اصطلاح در منابع مختلف و همچنین نقد و ارزیابی رویکردهای معاصر به این مفهوم است.  در ضمن، «نحله» به‌عنوان مفهومی بنیادین در این رساله به‌طور ویژه بررسی و به لحاظ معنایی و مفهومی با رویکردی ریشه‌شناسانه بررسی شده است. این واژه در گذار از معنای «تملیک مال» در زبان‌های سامی و «حق تملیک مهریه» در قرآن با گرته‌برداری از آنها به مفهوم «حق تملیک عقیده»- به شکلی باطل و انحرافی- در نحله‌نگاری (بدعت‌نگاری/هِرِزیوگرافی) تحول معنایی یافته است.

پیروان یک نحله از نظر اغلب قریب به اتفاق ملل‌ونحل‌نویسان افرادی بوده‌اند که عقاید یک مله و یا ملل گوناگون را با تصرّف و تغییر به تملّک خود درآورده، عقایدِ حق آنها را به شکلی باطل به دیگران عرضه کرده و زمینه‌ی انحراف آنها را فراهم کرده‌اند. در مجموع، نحله عبارت است از جریانی فکری، فلسفی یا شبهه‌دینی که فاقد شریعت مستقل و پیوند با وحی است، و به‌عنوان فرقه‌ای بدعت‌گزار و یا التقاطی از طریق حق تملیک عقیده به نفع خود- به‌شکلی باطل و انحرافی- شکل گرفته‌ است.

در مجموع، ضمن بررسی آثار نحله‌نگارانه هم می‌توان چنین استنتاج نمود که تشتّت در کلمه، تباین در أهواء، تضاد در آراء، سَفک دماء (خون‌ریزی) و تکفیر در اصول النحل مِسمَعی، انشعاب فرقه‌های کلامی از امت واحده در نحل العرب رُهنی نرماشیری، «فاقد شریعت بودن» به‌عنوان معیار اصلی، و باورمندی به محسوسات، معقولات، و حدود و احکام به‌عنوان معیارهایی فرعی برای تقسیم‌بندی نحله‌ها در الملل و النحل شهرستانی، افکار تکفیری، انکار شریعت، اعتقاد به تناسخ و به‌طور کلی، باورهای متضاد با اصول و مبانی اسلام در الفصل ابن‌حزم، مخالفت آشکار با ادیان ابراهیمی و ترویج الگوی عبادی یا اجتماعی نامتعارف در البدء و التاریخ مقدسی، تلاش فرقه‌های هرچند به‌ظاهر مسلمان در راستای هدف پنهانی ابطال دین و شریعت اسلام در اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین فخرالدین رازی، اعتقاد به خالقان متعدد یا انکار وجود خداوند یکتا و زیر سؤال بردن اصل توحید در التنبیه والرد ملطی شافعی، برخورداری از عقاید منحرف و مغایر با اصول بنیادین اسلام در التبصیر فی الدین اسفراینی، تأثیر عقاید مجوس، فلاسفه یا سایر ادیان باستانی، و انحراف از اصول اسلامی در الفرق المتفرقه حنفی، و بالأخره انحراف از اصول شریعت اسلامی، تضاد با عقل سلیم و حکمت الهی، و تفسیرهای نادرست از مفاهیم دینی در العقائد و الدیانات ابن‌جوزی مبانی و معیارهایی هستند که می‌توان از طریق آنان به معرفی، شناسایی و دسته‌بندی نحله‌ها پرداخت.

«نحله» در گذار از معنای «تملیک مال» به‌معنای مثبت «حق تملیک مهریه» در قرآن به‌کار رفته است. برداشت از مهریه به‌عنوان حق تملیک مال دقیقاً بازگشت به همان معنای اصیل آن در زبان‌های سامی دارد. حال اگر با گرته‌برداری از این مفهوم قرآنی، «نحله» را به‌معنای «حق تملیک عقیده» از باورهای دینی بگیریم، می‌توانیم بین این مفهوم قرآنی و اصطلاح فرقه‌شناختی به لحاظ ریشه‌شناختی پیوند برقرار کنیم. در واقع، صاحبان نِحَل با اختصاص عقایدی به خود به شکلی ساختگی آن باورها را میان خود و پیروانشان اصالت می‌بخشیدند و در ظاهر به تملیک خود در می‌آوردند؛ حال آن ‌که از نظر مسلمانان این ادعایی بیش نبود. در ضمن، واژه‌ی «نِحلَه» (جمع آن: «نِحَل») به ادعا یا ادعای باطل و یا ضعیف هم اطلاق شده است و ملل‌و‌نحل‌نویسان غالباً چنین معنایی را از نحله استنباط کرده‌اند که با رویکردی ریشه‌شناسانه علل چنین برداشتی را از سوی نحله‌نگاران با توجه به بحث‌های مطروحه در مقاله می‌توان در ادامه چنین تبیین کرد.

همان‌گونه که در مبحث ریشه‌شناسانه اشاره شد، اصل واژه‌ی نحله به زبان اکّدی برمی‌گردد که گفته می‌شود به معنای دارایی و مالی است که به تصرّف و تملّک دیگری درآید. حال اگر دارایی پیروان یک شریعت و یا یک ملّه را عقاید آنها بدانیم که ریشه‌ای وحیانی یا الهی دارد، می‌توان پیروان یک نحله را افرادی دانست که عقاید یک مله و یا ملل گوناگون را با تصرّف و تغییر به تملّک خود درآورده، عقایدِ حق آنها را به شکلی باطل به دیگران عرضه کرده و زمینه‌ی انحراف آنها را فراهم کرده‌اند. هرچند پیروان این نحله‌ها مدّعی برخورداری از حق و حقیقت‌اند و صاحبان این نحله‌ها خود را بر حق می‌شمرند، ولی صاحبان ملل چنین ادعایی را گزاف می‌دانند و بر این باورند که این ادّعایی بیش نیست. در ضمن، بسیاری از نویسندگان کتب «ملل و نحل» این واژه را عمدتاً برای اشاره به «اهواء و آراء» مذاهب فلسفی و عقاید باطل به کار برده‌اند. این اصطلاح عمدتاً با بار منفی همراه است و در تقابل با دین حق قرار دارد، محدود به فرقه‌های تاریخی نیست و هر جریان فکری با ادعای حقیقت‌جویی را دربر می‌گیرد.

اما در میان منابع ملل‌ونحل‌نگاری، نخستین اثری که سعی کردیم از طریق آن به مفهوم نحله پی ببریم کتاب اصول النحل احمد بن الحسن بن سهل المِسمَعی معروف به ابن‌اخی زُرقان بود. مسمعی ضمن اشاره به دو تعبیر «أهل‌الملَّه» و «أهل‌النِّحَل»، از «أهل‌الملَّه» به‌عنوان همان امت واحده‌ی صدر اسلام و سَلَف صالح و از «أهل‌النِّحَل» با ویژ‌گی‌هایی چون تشتّت در کلمه، تباین در أهواء، تضاد در آراء، سَفک دماء (خون‌ریزی)، تکفیر به شکلی علّی یاد کرده است که در نهایت موجب شکل‌گیری «فرقه‌ها» و «احزاب» از آن امت واحده شده‌اند. به‌کار بردن مِلَّه به شکل مفرد و نِحلَه به شکل جمع هم گویای همین نگرش نویسنده است. لذا نویسنده هرگونه فرقه و حزبی را که از امت واحده منشعب شده باشد، «نحله» دانسته است. ملّه در این نوع نگاه بسیار تنگ و محدود، امت واحده‌ی نخستین و نحله بسیار گسترده و فراخ شامل همه‌ی انشعابات بعدی در تاریخ اسلام معنا شده است. نحل العرب رُهنی نرماشیری اثر بعدی مورد اشاره‌ی ما در این مقاله بود که ظاهراً او هم فرقه‌های کلامی را جزو نحله‌ها به‌شمار آورده و احتمالاً ملّت را فقط همان امت واحده‌ی نخستین می‌دانسته است. هرچند که به‌نظر می‌رسد او واژه‌ی نحله را در مفهومی منفی به‌کار نبرده و حداقل از شیعیان در آن به نیکی یاد کرده است

شهرستانی در کتاب «الملل و النحل» بین دو مفهوم «ملل» (ادیان الهی) و «نحل» (باورهای بشری و خرافی) تمایز قائل می‌شود. شهرستانی؛ معیار اصلی تشخیص نحله را «فاقد شریعت بودن» بودن ذکر کرده است؛ به این معنا که هر گروه یا طایفه‌ای که فاقد شریعت مستقل و مدون باشد، در زمره نحله‌ها قرار می‌گیرد. ابن‌حزم در «منهجه فی دراسه الادیان»، معنی ملل (مَلل) به معنای شریعت یا دین است؛ ولی در بیان «اهل الاهواء و النحل» به اشخاصی اشاره دارد، که فاقد دین الهی و شریعت آسمانی هستند و با معیار قرار دادن اسلام به‌عنوان دین حق، سایر مکاتب را نقد و رد می‌کند. او حتی فرقه‌های اسلامی خارج از چارچوب اهل‌سنت را نیز در زمره‌ی «اهل‌اهواء» و گمراهان می‌شمرد. این دیدگاه، بازتابی از مبانی کلامی اوست که حقانیت را منحصر به اسلام و فرقه‌ی خاصی از مسلمانان می‌داند. رویکرد ابن‌حزم در کتاب« الفصل فی الملل والأهواء والنحل» برای شناسایی نحله‌ها، گروه‌هایی را به‌عنوان نحله معرفی می‌کند؛ که دارای افکار تکفیری هستند، شریعت را انکار می‌کنند، به تناسخ اعتقاد دارند یا به طور کلی، دیدگاه‌ها و باورهایی دارند که با اصول و مبانی اسلام در تضاد است.  مقدسی مؤلف کتاب« البدء و التاریخ»؛ هر جریان فکری که مخالفت آشکار با ادیان ابراهیمی داشته باشد، یا الگوی عبادی یا اجتماعی نامتعارف را ترویج کند، حتی اگر خود را «مذهب» بنامد، در واقع یک نحله‌ی انحرافی محسوب می‌کند

فخرالدین رازی در کتاب « اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین» معیار اصلی شناسایی نحله‌ها، را نیّت و هدف نهایی آنها می داند، و فرقه‌هایی که هدف پنهانی‌شان ابطال دین و شریعت اسلام است، هرچند به ظاهر خود را مسلمان نشان دهند، در واقع از اسلام خارج هستند. و در زمره نحله قرار می گیرند. رویکرد ابوالحسین الملطی الشافعی در کتاب« التنبیه والرد علی اهل الاهواء والبدع» برای معرفی یک فرقه به عنوان نحله، انکار وجود خالق یگانه و توحید را به عنوان اصلی ترین عقاید یک فرقه می‌داند، و هر گروهی که با اعتقاد به خالقان متعدد یا انکار وجود خداوند یگانه، اصل توحید را زیر سؤال ببرد، از دیدگاه ملطی به عنوان نحله‌ای منحرف و خارج از دایره اسلام شناخته می‌شود. اسفراینی در کتاب« التبصیر فی الدین »، به بررسی گروه‌هایی می‌پردازد که خود را به اسلام منتسب می‌کنند، اما به دلیل داشتن عقاید منحرف و مغایر با اصول بنیادین اسلام، در حقیقت از امت اسلامی خارج شده‌اند.آنها را در زمره نحله قرار می دهد. الحنفی در « الفرق المتفرقه بین اهل الزیغ و الزندقه»، ریشه‌های برخی از فرقه‌ها را در عقاید مجوس، فلاسفه یا سایر ادیان باستانی جستجو می‌کند، و نشان می‌دهد که چگونه این تأثیرات، منجر به انحراف از اصول اسلامی شده ‌است. و دوم مقایسه عقاید فرقه‌ها با آموزه‌های صریح قرآن و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله  به عنوان معیاری برای سنجش انحراف آن‌ها در نظر گرفته می‌شود. و هر گروه که در این دسته باشند را نحله به حساب می آورد. ابن‌جوزی در کتاب «العقائد و الدیانات» معیارهای اصلی در تشخیص نحله‌های باطل را انحراف از اصول شریعت اسلامی، تضاد با عقل سلیم و حکمت الهی، تفسیرهای نادرست از مفاهیم دینی، استناد به سنت نبوی می‌داند. او هر گروهی را که از چارچوب شریعت اسلام خارج شود، در زمره نحله قرار می دهد.

در منابع معاصرنیز از جمله کتابهای فرق و مذاهب کلامی، با بهره گیری از افکار و اعتقادات نویسندگان فرقه نگار قرن های اولیه؛ معنای نحله در این منابع را در تقابل با واژه «دین»، به عنوان واژه‌ای با بار معنایی منفی تعریف می‌شود که عمدتاً به «ادعاهای باطل» اشاره دارد و در نگاه آنها «نحله» به عنوان اصطلاحی تخصصی برای اشاره به مکاتب و گرایش‌های اعتقادی غیررسمی یا انحرافی به کار می‌رود.

در پایان این بحث لازم به ذکر است که نویسندگان نحله‌نگار/بدعت‌نگار/هِرِزیوگراف با وجود اختلاف در روش، معیارهای مشترکی برای شناسایی نحله‌های باطل دارند: انحراف از سنت پیامبر  و اصول شریعت اسلامی، انحراف از توحید، تحریف مفاهیم دینی، انکار اصول توحیدی، خروج از امت واحده و ایجاد انشعاب از جمله این معیارهای مشترک می‌باشد. برخلاف ملل که عموماً اشاره به ادیان الهی و صاحب شریعت دارد، نحل عموماً اشاره به جریان‌های فکری، فلسفی یا شبه‌دینی دارد که فاقد پیوند با وحی هستند، به صورت التقاطی شکل گرفته‌اند، فاقد شریعت مستقل و مدون هستند. در واقع، این تقسیم‌بندی، یک ابزار تحلیلی برای عالمان مسلمان بود تا مرزهای هویتی اسلام را در برابر اندیشه‌های رقیب ترسیم کنند. بدین سان «نحله» در متون اسلامی نه فقط واژه‌ای لغوی، بلکه شاخصی برای فهم تحولات هویتی و گفتمانی در سده‌های میانه است.

 

سپاس‌گزاری

اکنون که به یاری خداوند این دوره را به پایان رسانیده‌ام، بر خود واجب می‌دانم از اساتید راهنمای بزرگوارم جناب آقای دکتر فرهی و جناب آقای دکتر شمس به پاس زحمات بی شائبه شان در طی انجام این تحقیق سپاسگزاری نمایم.

همچنین از اساتید گرانمایه، جناب آقای دکتر محمودی و دکتر جمالی فرد که زحمت داوری این پایان نامه را بر عهده داشتند نهایت تشکر را دارم.

از سایر اساتید بزرگ جناب آقایان دکتر دولابی مشاور محترم بنده نیز تشکر می کنم و همچنین از جناب آقای جزینی مسول کتابخانه که مثل یک استاد راهنما در کنار بنده بودند و زحمات زیادی را متقبل شدند.

از استاد خودم که شاگردی محضرشان از بزرگترین افتخارات زندگی علمی‌ام می‌باشد، دکتر فرهی کمال تشکر را دارم. و همچنین با مشورت های دلسوزانه ایشان برای موضوع رساله مدیون همکاری ها بی دریغ ایشان هستم و نمی دانم که با چه زبانی و با کدامین واژگان محبتشان را ارج نهم بی نهایت سپاسگزارم و به راستی انجام این رساله بدون نظرهای صائب، پیگیری های دلسوزانه و تشویق های امیدبخش ایشان میسّر نبود. لطف و مهربانی بی شائبه شان  همیشه در خاطرم خواهد ماند.

 

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

۲۰ مهر ۱۴۰۵ساعت: ۸:۳۱ بعد از ظهر۴ بازدید