بسم الله الرحمن الرحیم
سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ العربیة

دل نوشته: امام شهید از زبان امام شهید

پرده نخست: سر خم می سلامت، شکند اگر سبویی

ناگهان انفجار مهیبی رخ داد. در نتیجه این انفجار، بدنم چنان به خون آغشته شد و آنچنان ضعفی بر من مستولی گشت، که سه بار از هوش رفتم. هیچ گاه تا این اندازه خودم را به مرگ نزدیک حس نکرده بودم. “احساس کردم مرگ مقابل من است. کاملاً در مرز عالم برزخ بودم.” گویی در میان زمین و آسمان به شکلی معلق شناور شده بودم. در آن لحظه، “احساس کردم انسان هیچ دستاویزی به جز خدا ندارد. آنجا آدم احساس می کند که مثل پر کاهی بین زمین و آسمان است. از همه چیز منقطع شده بودم.” همه رویدادهای زندگی ام را از ولادت تا شهادت و پس از آن در پیش چشمم به دقت در کسری از ثانیه مرور کردم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

۱۲ خرداد ۱۴۰۵ساعت: ۹:۱۵ بعد از ظهر۱ بازدید