بسم الله الرحمن الرحیم
چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ العربیة

مفاهیم بنیادین: ۱۲- تمدن

العربیه
فارسی
Türkçe
Deutsch
Français
English
الحضاره
تمدن
medeniyet
die Zivilisation
la civilisation
the civilization

 

مدینه

«تمدن» از ریشه‌ی م‌دن است. شماری از پژوهش‌گران در جستجوی کاربرد این ریشه‌ی سه‌حرفی در زبان عربی به واژه‌هایی چون «مدینه» رسیده‌اند که نخستین و مشهورترین مصداق آن، «مدینه الرسول» است؛ «مدینه‌»ای که با حرکتی تاریخ‌ساز به‌عنوان مبدأ تقویم مسلمانان، یعنی هجرت رسول خدا صلّی الله علیه وآله از مکه به یثرب شکل گرفت. رسول خدا صلّی الله علیه وآله با این هجرت به امّتی شکل دادند که بنا بود به بنیادی برای ظهور تمدنی نوین در این «مدینه‌»ی نوظهور تبدیل شود. ایشن با تدوین تدریجی منشور مدینه به بازسازی ساختار اجتماعی این شهر همت گماشتند و با ایجاد یک تحوّل عمیق «فرهنگی» زمینه را برای «عینیت» بخشیدن به این فرهنگ در قالب «تمدن» فراهم کردند.شاید نخستین کاربردهای واژه‌ی تمدن را بتوان به نحوی تخصصی در نسبت با واژه‌هایی در تمدن‌های ایران و یونان باستان چون «شهر» و «πολις» یافت. مترجم ناشناس خطابه‌ی ارسطو در به‌کارگیری «مدینه» و مشتقات آن به‌عنوان برابرنهاد «πολις» یونانی و مشتقاتش پیش‌گام است. استعمال «مدینی» به‌عنوان صفت نسبی مدینه هم در این اثر منحصر به فرد است و شاید نشان قدمت آن باشد. در ضمن، گویا کِندی در به‌کارگیری وصف «مدنی» بر سایر اندیشمندان و فلاسفه‌ی مسلمان از فضل تقدّم برخوردار است.

مدنی بالطبع

اما پس از «مدینه»، دومین اصطلاح مهم مورد توجه پژوهش‌گران در جستجوی ریشه‌های واژه‌ی «تمدن»، اصطلاح «مدنی بالطبع» است. واژه‌ی «مدنی» صفت نسبی مدینه است که در عنوان سومین شاخه‌ی حکمت عملی، یعنی السیاسه المدنیه، هم به‌کار رفته است. اصطلاح «مدنیٌ بالطبع»  طی عصر نهضت ترجمه توسط اسحاق بن حنین (فرزند شیخ‌المترجمین عصر نهضت ترجمه: حنین بن اسحاق) در ضمن ترجمه‌ی کتاب اخلاق نیکوماخوس ارسطو به درون زبان عربی راه یافت. این واژه به گرایش بشر برای زندگی جمعی به‌عنوان یک ویژگی در سرشت وی اشاره دارد. شکل‌دهی به جوامع بشری در نتیجه‌ی این ویژگی به‌عنوان شرطی لازم برای شکل‌هی به تمدن‌های بشری شمرده شد و سرانجام، واژه‌ی «تمدن» ظاهراً توسط «مولّدون» یا همان عجم‌های تازه‌مسلمان مستعربه طی سده‌های سوم و چهارم هجری زاده شد.

تمدن

جستجوی ما برای یافت کهن‌ترین کاربرد این واژه در میان متون مکتوب برجای‌مانده در تمدن اسلامی، ما را به تهذیب الأخلاق و سپس، الفوز الأصغر مسکویه رازی می‌رساند که تمدن در برابر توحش در این آثار به‌کار رفته است.

فخر رازی واژه‌ی تمدن را در برابر «بدویت/بداوه» به‌کار برده است.

اصطلاح «صناعه التمدن» را هم می‌توان در درجه‌ی نخست نزد ابن‌رشد یافت.

ابن‌خلدون هم در کنار واژه‌های «حضاره» و «عُمران» از واژه‌ی «تمدن» هم استفاده کرده است.

ملاصدرا هم از اصطلاح «علم التمدن» در آثارش بهره برده است.

واژه‌ی «تمدن» در آثار خواجه نصیرالدین طوسی کاربرد وسیع یافته و پربسامد شده است. خواجه نصیر از این واژه در تألیفاتی چون اخلاق ناصری، اساس الإقتباس، شرح الإشارات و تلخیص المحصل بهره برده است.

برابرنهاد تمدن

نخستین بار در فرهنگ فارسی- عربی- انگلیسی جان ریچاردسون در اواخر سده‌ی دوازدهم هجری قمری از واژه‌ی «تمدن» به‌عنوان برابرنهاد “assembled” استفاده شده و گویا وُلاستون نخستین فرهنگ‌نگاری است که در پایان سده‌ی سیزدهم هجری قمری واژه‌ی تمدن را برابر واژه‌ی “civilization” نهاده است. البته این برابرنهی در ترجمه‌ها مقداری کهن‌تر است و نخستین برابرنهی واژه‌ی تمدن با «civilisation» فرانسوی در «مدرسه الألسُن» (مدرسه‌ی زبان‌های) عهد محمدعلی پاشا، بنیان‌گذار سلسله‌ی خدیوی مصر، انجام شده و این برابرنهی را باید در ترجمه‌های عربی نیمه‌ی دوم سده‌ی سیزدهم هجری قمری مانند ترجمه‌ی گزارش فرانسوی تاریخ شارلکن روبرتسون دنبال کرد که البته در آن زمان این واژه بیشتر در معنای «آداب و اخلاق» بود و در فرهنگ‌های واژگان افرادی چون استانگس و نفیسی هم به همین معنا آمده است. البته افرادی چون آخوندزاده هم بودند که به‌جای ترجمه ترجیح می‌داند که آوانگاری کنند و به‌جای “civilisation”، «سیویلیزاسیون» بنویسند.

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

۱۳ اسفند ۱۳۹۸ساعت: ۹:۰۴ بعد از ظهر۶۹۲ بازدید